122/ همین یه کار رو هم نمی‌تونم بکنم

تو باید خوشحال می‌بودی. نه اینکه تو مملکت غریب دنبال تراپیست باشی. چرا نذاشتی امروزم فقط به عصبانی بودن بگذره و این همه غمگینم کردی؟ منی رو که حتی نمی‌تونم دوستت نداشته باشم.

نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور ۱۴۰۱ساعت 23:22 به قلم میرا