دلم تنگ شده برای تئاتر برای راهنمایی برای دوستام خنده هامون کتابایی که میخوندیم همه ی سامرتایم باترفلایها دلم بدجوری تنگ شده جوری که میتونم چشامو ببندم و سی هزار لیتر دلتنگی بالا بیارم قلبم شدید درد میکنه..
نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 15:30 به قلم میرا
|
اینجا آرامگاه من است.
من در میان نُتهای زندگی، مینوازم سمفونی خاطرات ماه را.
در تلاش برای "بودن" آنچه هستم و "شدن" آنچه قادرم بشوم.
کاشکی میشد دوباره آروم و رونده و کوتاه بشم. با اصالت و با روحی عمیق.